الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

211

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

كه شيطان ، خود را به آدم قياس كرد . پس گفت : « خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ » « 1 » ، يعنى : « آفريدى مرا از آتش و آفريدى او را از گل » . پس اگر جوهرى كه خدا آدم را از آن آفريد ( و آن نور عقلانى است كه در آدم بود ) ، به آتش قياس مىنمود ، نور و روشنى آن ، از آتش بيشتر بود » ( چه ، به آن ظاهر مىشود آنچه به آتش ظاهر نمىشود ، چون معقولات . و در محسوسات ، هر دو شريكند كه آنچه به آن ظاهر شده از اين نيز هويدا مىگردد ) . 179 / 19 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى بن عُبيد ، از يونس ، از حريز ، از زراره روايت است كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السلام از حلال و حرام سؤال كردم ، فرمود كه : « حلال محمد ، هميشه حلال است تا روز قيامت و حرام او ، حرام است تا روز قيامت كه غير آن نمىباشد . و شريعتى غير آن نمىآورد » . و فرمود كه : « على عليه السلام فرمود كه : هيچ‌كس بدعتى را اختراع نكرد ، مگر آن‌كه سنتى را ترك كرد » . 180 / 20 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از احمد بن عبداللَّه عقيلى ، از عيسى بن عبداللَّه قُرشى ، روايت كرده است كه گفت : ابوحنيفه بر حضرت امام جعفر صادق عليه السلام داخل شد ، پس آن حضرت فرمود كه : « خبر به من رسيده كه تو قياس مىكنى » . عرض كرد كه : بلى . فرمود كه : « قياس مكن ؛ زيرا كه اول كسى كه قياس نمود ، شيطان بود . در هنگامى كه گفت : « خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ » ، پس قياس نمود آنچه را كه در ميانهء آتش و گل بود . و اگر نورانى بودن آدم را به نور آتش قياس مىكرد ، زيادتى آنچه در ميانهء اين دو نور است ، صفا و پاكى و بى غشّى يكى از اين دو را برابر ديگرى مىشناخت » . 181 / 21 . على ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از قُتيبه روايت كرده است كه گفت : مردى از امام جعفر صادق عليه السلام از مسأله‌اى سؤال نمود ، پس آن حضرت او را در آن مسأله جواب فرمود . آن مرد عرض كرد كه : مرا خبر ده كه اگر چنين و چنين باشد ، رأى تو در اين مسأله چه خواهد بود ؟ حضرت فرمود كه : « بس كن ، آنچه تو را به آن جواب دهم در باب آنچه مىپرسى و هر چه بگويم همان جواب از رسول خدا است صلى الله عليه و آله . و دأب ما اين نيست كه به رأى عمل كنيم ، تا كسى از ما بپرسد كه رأى شما در اين مسأله چيست » .

--> ( 1 ) . اعراف ، 12 .